<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قصه گو..</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/</link>
<description>اي مايه ي اميد من اي تكيه گاه دور...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 20:54:55 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کنسرت پرحاشیه حمید عسگری در شهریار و همه حرف او</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;کنسرت پرحاشیه حمید عسگری در شهریار و همه حرف او&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;کنسرت حمید عسگری&quot; height=200 alt=&quot;کنسرت حمید عسگری&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/47164.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بنيامين بهادري چند روزي پس از انتشار آلبوم جديدش «بنيامين 88» در اولين مصاحبه اش بعد از سه سال سکوت، حرفهاي جالبي را به زبان آورد و در اين بين حميد عسگري هم از نيش و کنايه‌هاي او بي نصيب نماند.... &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;کنسرت خواننده پر حاشيه امسال، با انرژي تمام در شهريار برگزار شد &lt;BR&gt;با رونق گرفتن کنسرت‌هاي پاييزه خواننده‌هاي پاپ، دوباره فضاي موسيقي در کشور و به خصوص تهران، رنگ و رويي عوض کرده و بازار کساد و راکد موسيقي پاپ، جاني دوباره گرفته؛ مخصوصا که خواننده‌هاي محبوب پاپ، در اين زمينه کم نگذاشته‌اند تا همه با هر سليقه‌اي بالاخره بتوانند در سالن کنسرت خواننده اي جيغ بکشند. محسن يگانه، حميد عسگري، فرزاد فرزين، رضا صادقي و.... همگي کساني هستند که اين روزها بازار کنسرت‌هايشان داغ است. اما در هفته اي که گذشت، جمع کنسرت‌هاي پاپ در تهران و شهريار حسابي جمع بود. از کنسرت سراسر حاشيه محسن يگانه در شهريار بگير تا کنسرت بزرگ فرزاد فرزين در برج ميلاد. ولي نزديکي تاريخ انتشار آلبوم جديد حميد عسگري و اتفاقات بامزه اي که در اجراي شهريارش رخ داد، ما را قلقلک داد تا دور همي‌، سري به حال و هواي سالن ميلاد قائم مقام شهريار بزنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;از همان اول همه چيز مشخص مي‌شود. بين کساني که بليت 10 هزار توماني يا 40 هزار توماني خريده اند، هيچ فرقي وجود ندارد! چون اصلا صندلي‌هاي سالن شماره گذاري نشده‌اند. براي همين است که هر کسي زودتر وارد سالن شده، جاي بهتري نشسته و خلاصه بليت 40 هزار توماني کيلو چند است؟ سالن کيپ تا کيپ از جمعيت پر شده و همه براي حضور عسگري روي استيج لحظه شماري مي‌کنند. گروه در حال چک کردن صدا هستند و ملت با هر بهانه‌اي سالن را روي سرشان مي‌گذارند. بالاخره سر و کله  عسگري سر تا پا مشکي پوش با يک شال بنفش براق دور گردنش پيدا مي‌شود تا قطعه &quot;قسمت&quot;، سالن را ببرد توي هوا: &quot;قسمت نمي‌شه انگار... دست تو رو بگيرم...&quot; گروه با انرژي تمام مي‌نوازد و عسگري هم قطعات را با تمام انرژي و قدرت مي‌خواند و همين باعث مي‌شود شرشر عرق از سر و روي او سرازير شود.  اما ملت که هيچ جوري کوتاه بيا نيستند، با فريادهايشان دوباره و سه باره خواهان اجراي قطعاتي مثل: &quot;ناشناس&quot; &quot;آره تو هموني که مي‌خوام&quot;  و &quot;قسمت&quot;  را دارند و او هم از جان مايه مي‌گذارد تا در برابر شهرياري هيچ رقمه کم نياورد. &quot;تلافي&quot;  و &quot;گريه‌هاي تو واسه من&quot; پشت سر هم به اجرا درمي‌آيند. تا بعد از آن اجراي بي‌نظير و تکنوازي ويولن توسط نيما وارسته شروع شود.&quot;آره تو هموني که مي‌خوام&quot; قطعه بعدي است که سالن را به هوا مي‌فرستد.&quot;به دلم مونده يه بار.&quot; &quot;وقت رفتن&quot; &quot;فکر مي‌کني کي هستي،&quot; &quot;و بازم دلم گرفته&quot; از ديگر قطعاتي هستند که اجرا مي‌شوند و آن قدر با استقبال رو به رو مي‌شوند که همه سالن با عسگري همخواني مي‌کنند؛ &quot;آخه تو عزيز قصه‌هاي مي‌... آخه تو شعر روي لبامي‌...&quot; بعد از اين قطعات نوبت قطعه محبوب عسگري است تا شهريار را روي سرش بگذارد؛ &quot;ناشناسي واسه من... ناشناسي واسه چشمام...&quot; در بخش ترانه‌هاي در خواستي هم قسمت و تلافي و باز هم ناشناس اجرا مي‌شوند تا عسگري در ميان موسيقي اي که گروهش مي‌نوازد، استيج را ترک کند. البته قبل از آن عسگري شال بنفش را مي‌بوسد و به ميان جمعيت پرتاب مي‌کند تا جنجال بر سر اين شال، خودش داستاني شود. &lt;BR&gt;کنسرت حميد عسگري در شهريار داغ‌ترين کنسرت اين هفته بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;از ابتداي امسال حرف و حديث‌هاي زيادي دور و بر حميد عسگري وجود داشته؛ حاشيه‌هايي که انکار نمي‌خواهند دست از سر او بردارند. &lt;BR&gt;چند دقيقه تا انفجار &lt;BR&gt;از قرار معلوم حالا که چند روزي بيشتر به انتشار آلبوم جديد حميد عسگري نمانده، جار و جنجال هم دور و برش بيشتر شده. البته اين فقط محدود به حميد عسگري نمي‌شود؛ اين روزها جو عجيب و غريبي بين خواننده‌هاي پاپ به وجود آمده و همگي يک جورهايي به جان هم افتاده اند. حالا هم که تاريخ انتشار آلبوم حميد عسگري نزديک شده، حاشيه‌هاي دور و برش چند برابر شده است. البته عسگري از ابتداي سال 88 هر هفته بالاخره با يک حاشيه پر سرو صدا در صدر اخبار موسيقي پاپ بوده است. حالا که کنسرت پر حاشيه اش هم تمام شده چند برش کوتاه از همه حرف و حديث‌هايي که دور و بر عسگري به وجود آمده را مرور مي‌کنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;BR&gt; قرار دارد با هدايت فيلم  &lt;BR&gt;عسگري 200 ميليوني شد!&lt;BR&gt;اين خبر هم از آن خبرهايي بود که قرار نبود رسانه اي شود ولي به يک باره علني و به خبر يک بسياري از مجله‌ها و سايت‌ها تبديل شد. اما اصل خبر از اين قرار بود که حميد عسگري با يک قرارداد 200ميليون توماني با هدايت فيلم، براي دو فيلم و سه کنسرت به توافق رسيده است. با رسانه اي‌تر شدن جزئيات اين قرار داد و اينکه عسگري طبق يکي از بندهاي اين قرار داد نمي‌تواند بدون هماهنگي با هدايت فيلم در اجراي هيچ برنامه اي شرکت کند. دوباره نوک پيکان حاشيه‌ها به سمت او چرخيد و عده اي با غير حرفه اي جلوه دادن اين قرار داد، سعي در تحريک عسگري براي فسخ اين توافق داشتند. &lt;BR&gt;اما خيلي زود وجود يک چنين بندي در قرار داد عسگري، از سوي مديران ارشد هدايت فيلم تکذيب شد تا سرو صدا‌ها بخوابد و آرامشي نسبي حول و حوش اين خواننده برقرار شد. &lt;BR&gt;در همان روزها تيترهايي مثل: گران‌ترين خواننده پاپ ايران حسابي باعث دردسر حميد عسگري شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;BR&gt;بنيامين عليه عسگري&lt;BR&gt;يه روز تلافي مي‌کنم...&lt;BR&gt;بنيامين بهادري چند روزي پس از انتشار آلبوم جديدش &quot;بنيامين 88&quot; در اولين مصاحبه اش بعد از سه سال سکوت، حرفهاي جالبي را به زبان آورد و در اين بين حميد عسگري هم از نيش و کنايه‌هاي او بي‌نصيب نماند؛ «جامعه موسيقي ما پر شده از تقيلدها و شبيه خواني‌ها؛ مثلا همين حميد عسگري. او نمي‌تواند اين واقعيت محض را کتمان کند که موسيقي اش را از خود من و صدايش را يکي از خواننده‌هاي ايراني-لس آنجلسي وام گرفته است!» البته ماجرا به همين جا ختم نشد. با اينکه حميد عسگري مي‌خواست سياست سکوت را در برابر بنيامين و اظهارنظرهايش در پيش بگيرد اما نتوانست و فقط با چند جمله جواب همه اظهار نظرهاي او را داد: «بنيامين سعي دارد با ايجاد سر و صدا، آلبوم افتضاحش را بيشتر در جامعه جا بندازد. بعد از انتشار آلبوم جديدم، همه صحبتهاي او را تلافي خواهم کرد!» در اين ميان البته حرف و حديث‌هايي هم در مورد انتشار نامه‌اي به قلم عسگري عليه بنيامين به وجود آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; فريدون جيراني و حميد عسگري &lt;BR&gt; آکتور سينما؟&lt;BR&gt;خبر در عين کوتاهي و سادگي، پر حاشيه بود و پر سر و صدا، &quot;حميد عسگري به عنوان بازيگر نقش اول فيلم جديد فريدون جيراني انتخاب شد.&quot;&lt;BR&gt;خبر بازتاب‌هاي مختلفي داشت و رسانه‌ها و خبرگزاري‌هاي مختلف در تکاپوي در آوردن صحت و سقم خبر افتادند. اما اصل ماجرا از حضور توام حميد عسگري و فريدون جيراني در دفتر هدايت فيلم آب مي‌خورد و حضور اتفاقي يکي از خبرنگاران سينمايي در آنجا. همين موضوع باعث سر زبان افتادن چنين خبري شد. &lt;BR&gt;ماجرا زماني جالب تر شد که جيراني و عسگري هيچ کدام اصل خبر را نه تاييد کردند و نه تکذيب تا گمانه زني‌هاي بيشتر و بيشتر شوند. کمي ‌که از ماجرا گذشت مشخص شد که قرار بوده همه چيز در سکوت کامل خبري تا نهايي شدن قرار دادها پيش برود. &lt;BR&gt;طبق اخبار منتشر شده، عسگري حتي از تست لباس و تست گريم هم توانسته بود موفق و سربلند بيرون بيايد ولي به يک باره همه برنامه‌ها به هم خورده و تداوم اين همکاري در‌هاله اي از ابهام قرار مي‌گيرد. همين که خبر با سرعت پيچيده، حاشيه‌هاي آن عسگري را وارد حاشيه‌هاي بعدي اش در سال 88 کرد.  &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; آلبوم کما 2 &lt;BR&gt;کجاي دنيا ؟؟&lt;BR&gt;امسال قرعه به نام پاييز افتاد. با اينکه ميانه بهار، خيلي از خواننده‌هاي مطرح پاپ با آلبوم‌هاي جديد، هوش از سر طرفدارانشان بردند اما وقتي ماه رمضان پايان تابستان باشد. &lt;BR&gt;پاييز هم مي‌شود فصل آلبوم‌هاي تازه و رنگ و وارنگ. در اين ميان اما طرفدارهاي عسگري بيش از همه چشم انتظاري کشيده اند. آلبوم &quot;کما 2&quot;  از پيش از نوروز 88 سر زبانها افتاده ولي هنوز روي پيشخوان فروشگاههاي موسيقي قرار نگرفته است. ابتدا قرار بود چند روزي پيش از عيد، اين آلبوم همزمان با کنسرت او در برج ميلاد منتشر شود که هر دوي اين اتفاق‌ها به خاطره پيوست. &lt;BR&gt;بعد از آن پس از انتخابات و بعد از انتشار آلبوم بنيامين و سيروان، به عنوان زمان انتشار کما 2 مشخص شد که آن هم نيامد. عيد فطر آخرين مهلت بود اما باز هم کما 2 نيامد تا اين آلبوم همچنان در پستوي استوديوي عسگري و نيما وارسته باقي بماند &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 20:54:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پايان عضويت.</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=7&gt;&lt;EM&gt;خداحافظ...&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&quot;فرياد&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 14:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>faryad</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیدگاههای دختران و پسران</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تفاوت دیدگاههای دختران و پسران در روابط دوستی امروزی &lt;BR&gt;مسلما پسران و دختران در خیلی از رفتارها نقاط مشترک و در خیلی بیشتر تفاوتهایی با هم دارند حتی اهداف این دو جنس با هم متفاوت است بعنوان مثال یکی از اهداف کلیدی برای پسران در روابط دوستی تامین غریزه جنسی میباشد که بسیار پر رنگ است این در حالیست که دختران به دنبال تامین نیازهای احساسی خود هستند پس از اشنایی که حالا در هر مکانی و هر زمانی و هر ابزاری امروزه میشه این اشنایی رو بوجود اورد معمولا یکی دو بار تماس تلفنی و ردو بدل شدن حرفها عجیب که عبارتند از : &lt;BR&gt;حرفهاییکه در تماسهای اولیه توسط دختران و پسران گفته می شود: &lt;BR&gt;پسرانی که به دنبال جذب دختر و رسیدن به مرحله رابطه جنسی هستند (دسته اول) &lt;BR&gt;معمولا این گروه در اولین تماسها بین خود و پسرانی که پیشنهاد رابطه جنسی را به دختران میدهند 180 درجه تفوت قائل می شوند و ابراز میکنند من از اون پسرهای نیستم که دنبال اون قضیه باشم من دنبال یک رابطه هدفمند هستم دوست دارم یه مدت یکی رو بشناسم و رابطه دراز مدت و هدفمند داشته باشیم ( منظور ازدواج ) &lt;BR&gt;پسرانی که به دنبال جذب دختر و رسیدن به مرحله رابطه جنسی هستند (دسته دوم) &lt;BR&gt;خیلی راحت صحبت می کنند و عموما میگن تنها هستند و دوست دختر سابقشون بهشون خیانت کرده و خب داستان سرایان خوبی هم هستند و یک داستان همراه با شکست عشقی تعریف میکنند تا صدای اخی اخی دخترو در بیارن این افراد از در دلسوزی وارد می شوند یعنی دوست دارند کاری کنند که طرف دختر براشون دل بسوزونه و بگن چه پسر مهربونی &lt;BR&gt;پسرانی که به دنبال جذب دختر وکلاس گذاشتن هستند &lt;BR&gt;معمولا عنوان می کنند شرایط مالی خوبی دارند با خاتوادشون اختلاف نظر دارند روی پای خودشون وایستادن اهل کار و زندگی هستند اتو کشیده هستند براشون شخصیت دختر مهمه من از شخصیت شما خوشم اومده و دوست دارم بیشتر بشناسمتون . &lt;BR&gt;دختران : &lt;BR&gt;دختران در تماسهای تلفنی اولیه بیشتر از اینکه از خودشون صحبت کنند از دوستاشون صحبت میکنند اگر از گذشته انها و روابط سابق بپرسید اکثرا جوش میارن و شاید بگن گذشته هر کس به خودش مربوطه این دختران مدت دوستی های سابق خودشونو چند ماهی فاکتور میگیرن و برخی از روابط دوستی قبلی خود را حتی جزء امار حساب نمی کنند و همیشه هم پسری که تو زندگیشون بوده ، پسر بدی بوده . &lt;BR&gt;دختران هوشیار باشند : &lt;BR&gt;احساسات دختران میتواند با شندین صدا و حرفهای زیبا از پشت تلفن تحت تاثیر قرار گیرد جرقه اولین حالت وابستگی زده می شود از اینرو توصیه می شود تماسهای تلفنی قبل از ملاقات زیاد نباشد اما پسران به تن صدا و حالت حرف زدن دختران توجه می کنند انها کلا به حرفهای دختران گوش نمیدهند و فقط به حالت حرف زدن انها توجه می کنند . ( فراموش نکنید هوس در پسران براکثر برداشتهاشون تاثیر گذاره ) &lt;BR&gt;روز ملاقات &lt;BR&gt;پسرها : &lt;BR&gt;عموما پسرها کاری به حرفهای دخترا ندارند و فقط تائید می کنند بیشتر به صورت و اندام دختر توجه میکنند اگر اون دختر از این نظر انها را جذب کنه کمی هم به چشمان دختر نگاه میکنند و حرفهای دختر رو ادامه میدهند یا نظرشونو ابراز میکنند خلاصه هر کاری می کنند که اون جلسه ملاقات کمی به طول بیانجامد اما اگر از ظاهرو اندام و کلا از دختر خوششون نیاد مدام اینطرف و انطرف نگاه می کنند دستشون یا پاشونو تکون می دهند ساعتشونو نگاه می کنند تند تند حرفهای اون خانم رو با تکان دادن سر تائید می کنند ودنبال این هستند که هرچه زودتر این جلسه تمام بشه یا کاری میکنند که خوده دختر خانم دیگه تماس نگیره &lt;BR&gt;دخترها : &lt;BR&gt;یک نگاه کلی به سرو وضع ظاهری پسر کافیه که همه جزئیات بیاد دستشون دختران در ملاقاتها 3 فاکتور را بیشتر مد نظر قرار میدهند نگاه شما ، رفتارهای قیزیکی شما و مهمترین عاملی که در نظر دارند حرفهای شماست ، دختران دو دسته هستند یا از پسران شاد و شنگول و شیطون خوششون میاد یا کاملا برعکس از پسرانی که جنتلمن باشند کمتر دختر ی پیدا میشه که هر دو گروه را دوست داشته باشه دختران نگاههای شما را دنبال میکنند که مطمئن شوند حواستان به اونهاست ، دختران از حرفهای سطحی و سبک در ملاقاتهای اولیه بیذارند دختران از اینکه یک پسر مدام راجع به مسایل جنسی صحبت کنه اونم در اولین ملاقات بیذارند دختران تمایل ندارند با دختر دیگری مقایسه شوند دختران توجه طلب هستند و نکته بین سعی کنید ترو تمیز باشید و فراموش نکنید ملاقات اول شاید برای پسران فراموش شدنی باشه اما دختران در صورتی که از رفتار شما خوششان امده باشه در خلوت خود ملاقاتهارو بررسی میکنند . &lt;BR&gt;حسهای دو جانبه در روابط دوستی &lt;BR&gt;دوست داشتن - وابستگی - عادت کردن - عاشق شدن &lt;BR&gt;الزاما نه در همه دوستیها اما هر چه پیش میرویم در اکثر دوستیها مشکل اصلی ما اینه که در طول رابطه فرق میان 4 حس وابستگی - دوست داشتن - عادت کردن و عاشق شدن را نمی دانیم و فقط زمانی متوجه آن می شویم که اون رابطه یا به اتمام رسیده باشد یا به مرحله آشفتگی . هنوز مدتی نگذشته که دو طرف ادعای دوست داشتن میکنند به 6 ماه نکشیده فکر میکنند عاشق هم شدند اما متاسفانه به یکسال نکشیده جدا شدند و سایه همو با تیر میزنند &lt;BR&gt;مشکل اصلی دختران و پسران در روابط دوستی &lt;BR&gt;مشکل اصلی اینجاست که دخترها تصور می کنند دیدگاه پسرها همانند انها میباشد و همینطور بالعکس پسرها چنین تفکری دارند ، اساس روابط دوستی شناختن دیدگاهها و طرز فکر جنس مخالف در روبه رو شدن با وقایع و اتفاقات است تا از این تجربه در زندگی مشترک بتوان استفاده کرد اما این یک اصل گم شده در روابط دوستی میباشد. دختران تصور می کنند پسران تشنه احساسات هستند و پسران تصور می کنند دختران نیاز جنسی زیادی دارند . طرز فکر پسران و دختران را اگر بخواهیم قیاس کنیم تقریبا همانند زیر است : &lt;BR&gt;پسران : وابستگی - هوس - غریزه جنسی - وابستگی جنسی - دلزدگی - و دختران : احساسات - -هوس - وابستگی - غریزه جنسی - وابستگی زیاد &lt;BR&gt;ترجمش میشه : پسران درروابط دوستی به هوس و غریزه جنسی خود بیشتر بها می دهند و پس از اولین ارتباط جنسی دچار وابستگی جنسی می شوند یعنی رابطه جنسی انها گسترده تر می شود انها در تمامی ملاقاتهای بعدی دنبال فرصت برای تامین این نیاز هستند و تاز مانی که طرفشان پاسخگوی این نیاز باشد این رابطه ادامه دارد و هر زمان که طرفشان از رابطه جنسی خودداری کند یا اخلاق و رفتار پسر تغییر میکند یا مدام بهانه گیری می کنند یا ان رابطه را تمام می کنند. &lt;BR&gt;دختران : تا زمانی که به فردی احساس نداشته باشند و وابستگی احساسی پیدا نکنند نمی توانند ربطه جنسی را با آن فرد تجربه کنند دختران ترجیح می دهند این رابطه از روی عشق دو طرفه باشد انان از اینکه بدون احساس تن به چنین رابطه ای بدهند بیذارند . دختران پس از رابطه جنسی دچار وابستگی بیشتری می شوند وبیشتر دوست دارند مورد توجه احساسی طرف مقابل خود قرار بگیرند اکثر روابطی که دختران در آن رابطه جنسی را تجربه کرده و لی رابطه دوستی انها به اتمام رسیده دچار افسردگی موقتی می شوند . در عین حال دختران بیشتر تمایل دارند دوست داشته شوند تا اینکه دوست بدارند دختران می توانند بارها حس عاشقی را تجربه کنند اما این در حالیست که پسرها فقط یکبار عاشق می شوند و اولین عشق را فراموش نمی کنند . &lt;BR&gt;پسران اگر واقعا کسی را دوست داشته و عاشق باشند هر کاری برای بدست اوردن طرف می کنند به اصطلاح به اب و اتش می زنند و اشکال اینجاست که همه انرژی خود را قبل از ازدواج صرف طرف می کنند این در حالیست که نیازهای احساسی و حتی جنسی زنان پس از ازدواج بیشتر از دوران قبل از ازدواج میباشد به همین علت است که مدام از سردی همسر خود شکایت دارند. اما دختران قبل از ازدواج تمایل دارند طرفشان به سمت انها بیاید و بیشتر تلاش کند تا اینکه خوده انها به سمت آن پسر بروند که این قضایا بعد از ازدواج دگرگون می شود و این زنان هستند که به سمت همسر خود میروند و مردان تلاشی نمی کنند . &lt;BR&gt;در نهایت آیا رابطه دوستی بین دوجنس مخالف خوب است یا بد ؟ &lt;BR&gt;هر ارتباط سالمی میتواند سازنده باشد به شرط انکه حد و حریمی بران قائل باشیم به شرط انکه منطق غالب بر احساسات باشد انسان از هرچه منع شود جذب ان می شود با توجه به شرایط کنونی جامعه اگر قرار است ارتباطی بین دو جنس مخالف وجود داشته باشد چه بهتر که با اطلاع و شناخت هر دو خانواده باشد چه بهتر که این ارتباط با هدف شناخت جنس مخالف باشد نه تامین غرایز و هوس . متاسفانه پنهانی بودن این روابط ، احساساتی بودن دختران و غریزه جنسی پسران سه فاکتور مهم در به انحراف کشیده شدن روابط و شکست در ان میباشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غریزه جنسی هم در مردان وجود دارد و هم در زنان این یک غریزه مقدس و نعمتی از سوی خداست به شرط انکه در مسیر صحیح خود قرار بگیرد . شدت این غریزه در مردان نشانه بد بودن انها نیست چرا که ساختار افرینش انها اینگونه است همانطور که احساسات در زنان بیشتر از مردان است . ظاهر بین بودن مردان در ذات انهاست وفقط کنترل ان در دست خوشان است همانطور که دختران در دوره سنی خاص تمایل دارند تا موقعیتهای مختلف را شناسایی کنند اما کنترل ان در دست خودشان است . در نهایت انتخاب با شماست پس بهترینهارا انتخاب کنید . موفق باشید&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 21:42:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!&quot; height=200 alt=&quot;جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/29622.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE class=&quot;detailmainbg detailmainborder&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=detailabstract colSpan=2&gt;این کتاب افکار فردی به نام هومبرت با تمایلات جنسی نسبت به کودکان را افشا می‌کند. هومبرت زندگی خود و همچنین دل مشغولی‌هایش نسبت به دختر بچه‌ها...&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=detailcontent colSpan=2&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;در تمام ادوار کتابهایی بوده اند که به خاطر محتوای مطالبشان در مورد فساد و بدنامی ‌مذهبی، زبان زشت و مستهجن، خشونت، تبعیض نژادی، مسائل جنسی و یا سیاسی جنجال‌های زیادی به پا کرده و در این زمینه‌ها مطالب حساسی را به وضوح و یا خیلی تند و افراطی عنوان کرده و همواره از زمان انتشارشان موج شدید مخالفت را از سوی جامعه عمومی، سازمانهای سیاسی و مذهبی متوجه خود ساخته اند.&lt;BR&gt;در این متن قصد داریم جنجال برانگیزترین این کتابها را به شما معرفی کنیم:&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;1. هاکلبری فین، مارک تواین، 1884&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;این کتاب تا مدتها کتابی بحث برانگیز به شمار می‌رفت، رمان مارک تواین تضاد بین رویاهای بی ریا و ساده دوران کودکی و واقعیات بی پرده و ظالمانه را به نمایش می‌گذارد و به توضیح برابری، مساوات، عدالت و حقوق بشر می‌پردازد. در این کتاب‌ هاک خودش را به مردن می‌زند تا به رودخانه فرار کند؛ در آنجا او با برده ای به نام جیم آشنا می‌شود که او نیز فراری است. آنها با همدیگر به جستجوی آزادی می‌روند و در هر لحظه از سفرشان مورد آزمایش قرار می‌گیرند. در حالیکه ‌هاک به دنبال بازگشتن به زندگی بی قیدانه و راحت است، جیم نیز در جستجوی آزادی شخصی می‌باشد که هیچ وقت در زندگی نداشته. با ورود تام سایر‌ هاک با مشکلی روبرو می‌شود و سر دوراهی قرار می‌گیرد که آیا به خانه برگشته و یا به خاطر آزادی جیم زندگی اش را به خطر بیندازد؟!&lt;BR&gt;این کتاب از همان ابتدا به خصوص در قرن بیستم بسیار مورد بحث و مجادله بود؛ چراکه کلمه &quot;کاکاسیاه&quot; بارها به صورت افراطی در داستان استفاده شده است. نوع لهجه و گویش عامیانه داستان نیز مورد انتقاد قرار گرفته بود.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ارنست همینگوی&lt;/STRONG&gt; در مورد‌ هاکلبری فین گفته است: این کتاب بهترین کتابی است که تابحال داشته‌ایم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=475 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/the-adventures-ofhuck-finn.jpg&quot; width=365 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;2. دنیای جدید را نجات بده (Brave New World)، آلدوس هوکسلی، 1932&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;این کتاب که در سال 1932 منتشر شد مشهورترین رمان آلدوس هوکسلی به شمار می‌آید؛ البته مهم‌ترین رمان او نیست. این کتاب بارها مورد اعتراض قرار گرفت و هنوز هم کتابی بحث برانگیز به حساب می‌آید. هوکسلی در این کتاب دیدگاه خود که بر پایه علم و تکنولوژی است را برای خواننده به نمایش می‌گذارد. داستان مواد مخدر و دخانیات، تمایلات جنسی و خودکشی رابه تصویر کشیده و خوار و خفیف بودن فرهنگ ایالت متحده را از دید هوکسلی نشان می‌دهد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;3. کتاب 1984، جورج اورول، 1949&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;جورج اورول زمانی که به خاط بیماری سل در بستر مرگ قرار داشت، در حال نگارش این کتاب بود. کتاب وضعیت اندوهناک و آینده جامعه ای را به روشنی به نمایش می‌گذارد که زندگی خصوصی، حقیقت و اراده آزاد از آن رخت بربسته است. او سبکهای زندگی و چگونگی عملکرد دولتها را دوباره نشان داده و دیدگاه تازه ای را در مورد موضوعات مختلف عرضه می‌کند، موضوعاتی نظیر:&lt;BR&gt;نظام استبدادی، شکنجه، کنترل ذهن، امارات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، زندگی خصوصی، تکنولوژی، قدرت، احساسات بشری، مذاهب سازمان یافته، سانسور و ممیزی، مسائل جنسی و ...&lt;BR&gt;این کتاب دقیقا از زمان انتشارش و تا به امروز در زمره کتابهای بحث برانگیز به شمار می‌آمده است.&lt;BR&gt;البته افراد زیادی ادعا کردند کتاب افراطی و غیر طبیعی است؛ چراکه توسط مردی که با آرزوی مرگ در ضمیر ناخودآگاهش دست به گریبان بوده نوشته شده است. تعداد زیادی از خواننده‌های آمریکایی نیز عنوان کردند که این کتاب سوسیالیسم  دموکراتیک را  رد کرده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=475 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/nineteen-eighty-four.jpg&quot; width=332 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;4. ناطور دشت، جی دی سلینجر،1951&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;این رمان بلافاصله بعد از انتشار در سال1951 بارها در راس پرفروش‌ترین‌ها قرار گرفت. سلینجر در ناطور دشت سه روز از زندگی پسر 16 ساله ای را روایت می‌کند. کتاب بدوا برای بزرگسالان نوشته شد، اما سرانجام به صورت بخشی از برنامه آموزشی در دبیرستان و کالج‌ها در آمد. ناطور دشت به زبانهای زیادی نیز ترجمه شده است. بنابه دلایلی موضوع کتاب چندین بار به بحث و جدل کشیده شد دلایلی مثل:&lt;BR&gt;توصیف کردن تشویشها و تمایلات جنسی نوجوانان، استفاده از زبان بد و زشت‌گویی، گرایشات ضد سفید پوستی، خشونت و تعدی افراطی و بیش از حد. &lt;STRONG&gt;هولدن کالفیلد&lt;/STRONG&gt; یا همان شخصیت اصلی داستان نمادی برای اعتراض و عصیان به شمار می‌رود.  و بالاخره در سال 1980 وقتی که &lt;STRONG&gt;مارک دیوید چاپمن&lt;/STRONG&gt; به &lt;STRONG&gt;جان لنون&lt;/STRONG&gt; عضو گروه بیتلز شلیک کرد و او را کشت، این کتاب را دلیلی برای توجیه کارش عنوان کرد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=600 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/the-catcher-in-the-rye-cover.jpg&quot; width=395 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;5. لولیتا، ولادیمیر ناباکوف، 1955&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;لولیتا اثر ولادیمیر وقتی که در سال 1955 در فرانسه منتشر شد، طوفانی از بحث و جدلها را به سوی خود فرا خواند و از آن زمان تا به حال پشت پرده پنهان مانده است. این کتاب افکار فردی به نام &lt;STRONG&gt;هومبرت&lt;/STRONG&gt; با تمایلات جنسی نسبت به کودکان را افشا می‌کند. هومبرت زندگی خود و همچنین دل مشغولی‌هایش نسبت به دختر بچه‌ها، مثل دختری دوازده ساله به اسم &lt;STRONG&gt;هنر دالرز&lt;/STRONG&gt; را نقل می‌کند. چاپ این کتاب در فرانسه، بریتانیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و آرژانتین ممنوع اعلام شد. اما در آمریکا با موفقیتی عظیم مواجه شد و گفته می‌شود از زمان کتاب &lt;STRONG&gt;بربادرفته&lt;/STRONG&gt; اولین کتابی بوده که در سه هفته اول چاپ 100000 نسخه اش فروش رفته است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=432 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/lolita.jpg&quot; width=280 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;6. من می‌دانم پرندگان فقسی چرا آواز می‌خوانند، مایا آنجلو، 1970&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;این کتاب اولین زندگی نامه شخصی از پنج زندگی نامه مایا آنجلو می‌باشد و در سال 1970 منتشر شده است. عنوان کتاب از &lt;STRONG&gt;&quot;دلسوزی&quot;&lt;/STRONG&gt; نوشته &lt;STRONG&gt;پل لاورنس دامبر&lt;/STRONG&gt; گرفته شده است و استقامت و پشتکار را حتی در مواجه با ظلم و فشار تشریح می‌کند. مایا آنجلو در این کتاب شرح حال دوران جوانی‌اش را ارائه می‌دهد که سرشار از ضربه‌های روحی، مصیبت، ناامیدی، نارضایتی و دست آخر استقلال و بی نیازی بوده است. آنجلو به مقوله تبعیض نژادی می‌پردازد که او و مادربزرگش (علی رغم اینکه مادبزرگش ثروتمند از سفید پوستها بود) را در شهر کوچکشان درگیر کرده بود.&lt;BR&gt;در چندین پاراگراف او شرح می‌دهد که چگونه زمانی که فقط هشت سال داشت از سوی دوست پسر مادرش مورد تجاوز قرار گرفت. اما تاثیر و نفوذ مادربزرگش در پیروزی‌های او در برابر ناملایمات زندگی نقش بسیار پررنگی داشت. &lt;BR&gt;بسیاری از افراد به شکل گرافیکی کتاب که ترسیم کننده جزئیات خشونت، تجاوز و سوءاستفاده جنسی بود، اعتراض کردند. باوجود این کتاب در ابعاد گسترده ای مورد استقبال واقع شد و حتی در مدارس نیز تدریس شد. همچنین به عنوان کاندیدای دریافت جایزه کتاب ملی انتخاب نیز شد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=475 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/i-know-why-the-caged-bird-sings.jpg&quot; width=285 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;7. کتاب آشپزی آنارشیست، ویلیام پاول، 1971&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;یک نمونه کتاب کلاسیک که در سال 1971 چاپ شد و استراتژی‌های مفیدی را به مبارزان خشونت و تعدی ارائه می‌کرد. کتاب چندین بخش را تحت پوشش قرار می‌دهد که در این بخشها به شرح تظاهرات سازمان یافته، خرابکاری، گروه‌های خویشاوندی و موضوعاتی دیگر نظیر حمایت کردن از بازمانده‌های جنایت‌های محلی و سلامت روحی می‌پردازد.&lt;BR&gt;این کتاب خشم ادارات دولتی و گروه‌های آنارشیست را برانگیخت؛ چرا که آنها احساس می‌کردند کتاب ایده‌های آنارشیستی‌شان را سوءتعبیر کرده است. دیگران هم به دستورالعمل‌ها و توصیه‌های کتاب ایراد گرفتند و اذعان داشتند که آنها به شدت غیر دقیق و نادرستند. بعدها وقتی که پاول پا به سن گذاشت، سعی کرد که کتابش را سانسور کرده و گفت که این کتاب محصول تصورات ذهنی غلط و شور و هیجان جوانی بوده، به امید اینکه آن را پیش نویس کرده و به ویتنام برای جنگی که بهش اعتقاد نداشت بفرستد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=500 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/the-anatchist-cookbook.jpg&quot; width=384 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;&lt;BR&gt;8. آیات شیطانی، سلمان رشدی، 1989&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;کتاب سلمان رشدی به خاطر موضوع جنجالی‌اش بحث و جدلهای بسیاری را در پی داشت. عنوان کتاب یعنی آیات شیطانی به رویدادی اشاره می‌کند که واقعی بودن یا خیالی بودن آن رویداد را زیر سئوال برده است. رشدی در اظهارات کفرآمیزش نام بدوی شیطان را به نام حضرت محمد نسبت داده و پس از انتشار کتابش و در همان سال در پاکستان شورشهای زیادی به پا شد، تعداد کمی‌ از مردم کشته و تعدادی هم در هند زخمی ‌شدند.&lt;BR&gt;باوجود عذرخواهی کردن سلمان رشدی، آیت الله خمینی رهبر ایران نویسنده را گناهکار دانست و یک میلیون دلار برای قاتل رشدی جایزه تعیین کرد و درصورتی که قاتل ایرانی می‌بود نیز جایزه به سه میلیون دلار افزایش پیدا می‌کرد.&lt;BR&gt;پلیس ونزوئلا هم برای کسانی که کتاب را خوانده و یا حتی خریده بودند 15 ماه زندان تعیین کرد. ژاپنی‌ها برای هر کس که چاپ انگلیسی کتاب را می‌فروخت جریمه ای تعیین کرده و مترجم ژاپنی کتاب گفته بود که به خاطر درگیر شدن در این کتاب مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. فروشنده‌های آمریکایی کتاب هم به خاطر اینکه به مرگ تهدید شدند، کتاب را از قفسه‌های کتاب فروشی‌هایشان خارج کردند. رشدی تقریبا ده سال در خفا و به تنهایی زندگی کرد و این کشمکش‌ها و جنجالها تا به امروز ادامه داشته است.&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;9. سری کتابهای هری پاتر، جی.کی.رولینگ، 2001&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;سری کتابهای هری پاتر برای همه شناخته شده است و در زمره داستانهای کودکانه، ماجراجویانه و بی‌ضرر به شمار می‌روند. با این حال کتاب طی پنج سال گذشته با بحث و جدلهایی همراه بوده است. این بحثها از جانب برخی افراد بوده که اعتقاد داشتند داستانها با درگیرکردن بچه‌ها در نیروهای غیبی و جادوگری آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.&lt;BR&gt;این رمانها زندگی یک جادوگر جوان که شیطان لرد ولدرمونت والدین جادوگرش را کشته اند پیگیری می‌کند. این پسر جوان در روز تولد یازده سالگی‌اش دعوتی مبنی بر شرکت در مدرسه جادوگری دریافت می‌کند و هر جلد از کتاب یک سال از زندگی او در این مدرسه را به تصویر می‌کشد. این کتابها بهانه‌هایی را به دست مخالفان داده اند. بعضی از والدین و گروه‌های مذهبی احساس می‌کنند که این کتابها بیش از اندازه بچه‌ها را در عالم رویا و خیال فرو می‌برد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=383 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/harry-potter.jpg&quot; width=337 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #800000&quot;&gt;&lt;BR&gt;10. رمز داوینچی، دن براون، 2003&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;کتاب دن براون از همان ابتدا مورد هجوم منتقدان و بحث و جدلها قرار گرفت. زیرا کتاب دید تخیلی به خوانندگان می‌دهد و شخصیتهای داستان قصد دارند حقایق پنهانی که کلیسای کاتولیک قرن‌ها بر آنها سرپوش گذاشته را فاش کنند. این حقایق شامل: تردید در الوهیت عیسی و تجرد او و احتمال وجود فرزندان و اعقابی از عیسی می‌شود.&lt;BR&gt;اکثر اعتراض‌ها بر علیه کتاب به گمانه‌زنی و سوءتعبیر از تاریخ کلیسای کاتولیک رم و سئوالهای اساسی راجع به اعتقادات مسیحیت مربوط می‌شود. این کتاب به خاطر تشریحات غیر دقیق از تاریخ، جغرافیا، معماری و هنر اروپا نیز مورد اعتراض واقع شده است.&lt;BR&gt;و در آخر باید بگوییم که در این متن نتوانستیم لیست کامل از تمام کتابهای جنجالی که تعدادشان بیشتر از اینهاست تهیه کنیم و البته این 10 کتاب بی شک جنجالی‌ترین کتابهایی بوده که تا به حال چاپ شده اند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666; BORDER-TOP: #666666; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #666666; LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: #666666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=455 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-1/davinci-code.jpg&quot; width=300 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 06:09:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه های عاشقانه نیما</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;نامه های عاشقانه نیما&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=5&gt;قلب من رو به تو پرواز می کند &lt;BR&gt;مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند .&lt;BR&gt;اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است &lt;BR&gt;می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم &lt;BR&gt; من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است &lt;BR&gt; بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور &lt;BR&gt; اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم &lt;BR&gt;دوست کوه نشین تو &lt;BR&gt;نیما &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 15:05:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برگ</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;برگ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام او . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;سلامی به زیبایی فصل هزار رنگ پاییز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;سلامی به گرمی نفسهای دلتنگی . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و بازم سلام . صد سلام  دیگر . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;خیلی وقتی از اتفاقات روزانه یا چیزایی که میبینم و واسم اتفاق می افته چیزی نگفتم و  ننوشتم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تا اینکه امروز که از کلاس بر می گشتم یه برگ روی زمین تو پیاده رو دیدم که نظر منو به خودش جلب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; کرد شما هم ببینید خالی ازلطف نیست :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 553px; HEIGHT: 436px&quot; height=697 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.freeimagehosting.net/uploads/4fddfed2f2.jpg&quot; width=401 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 551px; HEIGHT: 631px&quot; height=752 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.freeimagehosting.net/uploads/b58a5edfdb.jpg&quot; width=883 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 19:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگوی آنتولوژیک با جاهل محله</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;گفتگوی آنتولوژیک با جاهل محله&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بحث اثرات سو پارازیت‌ها بر روی سلامتی انسان اخیرا بالا گرفته است. قاعدتا می‌دانید که منظور از «پارازیت» همان پارازیت‌هایی است که برای اختلال در دریافت شبکه‌های ماهواره‌ای فرستاده ‌می‌شوند و احتمالا منظور از «انسان» هم ما هستیم! همین خودش می‌تواند خبر خوبی تلقی شود چون نشان می‌دهد سایر چیزهایی که اثرات بسیار نامطلوبی بر روی سلامتی انسان می‌گذارند چندی‌ست که فروکش کرده‌اند (یا دست کم توی خیابان دیده نمی‌شوند) که بحث به اثرات پارازیت‌ها بر روی سلامتی کشیده شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در خصوص این پارازیت‌ها و اثرات آنها نظرات گوناگونی وجود دارد که مثل همیشه از انکار کلی شروع شود و تا تایید ضمنی و ارائه گزارش‌ها و نظرات کارشناسی گوناگون و متضاد در مود منشا آنها و اثراتشان بر روی سلامتی انسان پیش می‌رود. اما همچنان هیچ نهادی مسئولیت ارسال آنها را نمی‌پذیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خوشبختانه خبرنگار ما توانسته است تا با یکی از آنتن‌های ارسال این امواج گفتگوی صریح و سریعی انجام دهد که ذیلا عینا می‌آید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;لطفا خودتان را معرفی کنید.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;داداش ما معروف و معرفی شده‌ایم. شوما خودتو معرفی کن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;من...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;لازم نکرده. اصلا تو کی هستی که جلوی ما من من بکنی. برو سر اصل کلومت.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;می‌خواستم درباره اثرات شما بر...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;اونش دیگه به خودمون مربوطه. ببینم شوما با اثرات ما مشکلی داری؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;می‌گویند بر روی سلامتی انسان اثرات نامطلوبی ...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;اولندش که هنوز چیزی ثابت نشده. دویمندش گیریم که داشته باشیم. زورمون زیاده اصلا حال کردیم حال همه‌تونو بگیریم. مشکلی هست؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;خب این که درست نیست.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;چی؟ چی؟... چی گفتی؟... درست نیست؟!... زرت و پرت اضافی موقوف... به صد تا سیگنال بالاتره از تو هم نیومده واسه ما لیچار بگه که چی درسته چی غلط... برو رد کارت تا نزدم کورت کنم.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;مگر شما کور هم میتوانید بکنید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;هه... آقا رو! ما همین الانشم روزی ده تا اجاق کور می‌کنیم. فکر کردی ما رو با این مخارج کمرشیکن نشوندن اینجا که فقط نذاریم شماها فیلما و اخبار و ترانه‌های بدبد تماشا بکنین؟ نه داداش ما نونمونو حلال می کنیم. بیست سی برابر یه دکل مخابراتی خرجمونه، بیست سی برابر هم خدمت می کنیم. کنترل جمعیت فقط یکیشه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;ولی...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;بیشین بینیم بابا... تو اصلا کی هستی بخوای واسه ما ولی بیاری.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;آخه...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;آخه بی آخه... حرفت بزن برو کنار بذار باد بیاد نسناس!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;آخه شما که نمی گذارید من حرف بزنم.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;پس چی؟ پارازیت همینه... اگه می‌خواستیم بذاریم شوما حرفتو بزنی دیگه چه پارازیتی؟ چه کشکی؟ چه پشمی؟... ولی چون دلم واست سوخته دیگه تو حرفت پارازیت نمی‌رفستم. بگو.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;ببخشید شما چرا دلتان برای من سوخته؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;البت که این شکرخوری‌ها که از ما سوال پرسیده بشه به کسی نیومده. ولی چون دلم واست سوخته بهت می‌گم که واسه این دلم برات سوخته که تا همین الانشم سردرد امشب و سرگیجه فردا و دل آشوبه یک هفته‌ای و مشکلات اجاقی بعدی رو افتادی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;منظور شما از مشکلات اجاقی را متوجه نمی شوم ولی سردرد و سرگیجه و مشکلات گوارشی را ما همیشه داریم.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;خب پس معلومهسایر رفقا که جاهای مختلف تحت تیولشونه؛ وظیفه‌شونو خوب انجوم می‌دن. مشکلات اجاقی رو هم وقتی بچه‌ات نشد یا یه دختر کاکل زری با هشت تا پا و دو تا شاخ روی گوشش واست به دنیا اومد می فهمی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;سوال من این هست که شما از کجا آمده‌اید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;برو جوجه بهت رو دادم پررو نشو... مجلس و وزارت بهداشتش با اون دبدبه و کبکبه شیش سال آزگاره که نتونستن از این جور استنطاق‌ها از ما بکشن؛ اون وقت توی چالغوز از ما سوال می‌پرسی؟ بزنم کورت کنم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;علی‌الظاهر پیش از شما دوستانتان زحمت کور کردن ما را کشیده‌اند!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;خف کن بابا... این جای دستت درد نکنه‌تونه که اینجا نشستیم کلونتری محله‌تون رو می‌کنیم که یه وقت امواج نامحرم نیان تو خونه هاتون؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;ولی آخر به چه قیمتی؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;به هر قیمتی... قیمت میمت ما اصلا حالیمون نیست. اوستامون ما و بر و بچ رو نشونده گفته به هر قیمتی نمی ‌ذارین موج نامحرم از گذرتون رد شه. حالیته؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;اوستای شما کی هست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;به شوماها نیومده راجب اوستای ما چیزی بپرسین و بدونین. فقط بدونین که خیر و صلاحتون رو بهتر از خودتون می‌فهمه.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;آیاواقعیت دارد که شما باعث سرطان...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;بسه دیگه... اینقدر حرف زدی که نزدیک بود بهنود از زیر دستم رد شه... برو دیگه تا فرکانسم رو بیشتر نکردم که یه سرطان قد تیله تو مخت درست کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;از وقتی که در اختیار ما...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;هرری!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 03:53:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;به خواهش دل گوش بسپار . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;LISTEN TO YOUR HERT&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;همه ما می خواهیم زندگی مان را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بهتر گردانیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اما اغلب اوقات&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نمی دانیم از کجا با چه وقت آغاز کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;گاه آزرده ایم از چیزی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در اعماق هستی مان و بیمناک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;از رویارویی با مشکلات مان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;چرا که بیش از این آسیب دیده ایم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و به یاد داریم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آسیب ها چه بر ما می آورند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;برای بهتر گردانیدن باید تحول پدید آورد . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اما تحول چیز هولناکی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;زندگی همیشه آسان نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;هیچ کس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;وعده آسانی نداده است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اما گاه می تواند شگفت انگیز باشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و این بر ماست که از آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;لحظه های پر شگرف بسازیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;از کجا آغاز کنیم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;از درون خویش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;چه وقت آغاز کنیم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در دمیدن فجر صبح&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;چگونه آغاز کنیم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به خواهش های دل گوش بسپار . . . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و به راستی راه را به تو نشان خواهد داد . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نگارش : سید حامد صمدی (قصه گو )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;مورخه : 19/7/1388&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 616px; HEIGHT: 997px&quot; height=1010 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ample.se/image-F2A3_4AD23246.jpg&quot; width=896 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 15:37:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا آسمان آبي است؟! </title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;چرا آسمان آبي است؟! &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;چرا آسمان آبی است؟!&quot; height=200 alt=&quot;چرا آسمان آبی است؟!&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/44288.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شايد هيچ موضوعي به اين اندازه واضح و بديهي نباشد كه آسمان آبي است. اما چرا آسمان ما آبي است و مثلا بنفش، ‌قرمز يا صورتي نيست؟‌ ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;شايد هيچ موضوعي به اين اندازه واضح و بديهي نباشد كه آسمان آبي است. اما چرا آسمان ما آبي است و مثلا بنفش، ‌قرمز يا صورتي نيست؟‌ مثلا شب‌ها كه خورشيد در آسمان نيست، با آسماني مشكي طرف هستيم كه نور ستاره‌ها و ماه در پس‌زمينه مشكي آن مي‌درخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;چرا در روز اين اتفاق نمي‌افتد مثلا در روز به جاي آسماني آبي، ‌آسماني تيره مي‌داشتيم كه خورشيد در زمينه آن بدرخشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اين اتفاق مي‌افتاد اگر زمين جو نداشت. در واقع مسووليت اصلي همه اين داستان‌ها، جو زمين است كه باعث مي شود زندگي ما روي زمين ادامه يابد.&lt;BR&gt;تابش نور خورشيد در مقابل ماه يا ستاره‌ها بسيار زياد است و به همين دليل زماني كه وارد جو زمين مي‌شود، تاثيري متفاوت از نور ماه و ستاره‌ها در شب ايجاد مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نور خورشيد تركيبي از طول موج‌هاي مختلف است كه رنگ‌هاي مختلفي را در دل نور سفيد خود دارد هنگام وقوع رنگين‌كمان شما مي‌توانيد اين طيف رنگي را ببينيد يا با قرار دادن منشوري در برابر پرتو نور خورشيد آن را به رنگ‌هاي سازنده آن تجزيه كنيد. اين نور سپيد و درخشان خورشيد در روز اما براي اين‌كه بتواند خود را به چشمان ما برساند بايد از ميان جو غليظ سياره ما عبور كند. جوي كه عمدتا از نيتروژن و اكسيژن تشكيل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عبور نور خورشيد از دل اين گازهاي جوي كه ابعاد ذرات تشكيل‌دهنده آنها از طول موج نور عبوري كوچك‌تر است، باعث مي‌شود تا اين طول موج‌هاي مختلف متناسب با طول موجشان در جو پراكنده شوند. همين پراكندگي است كه باعث مي‌شود تا در روز برخلاف شب همه آسمان روشن شود چرا كه منبع نور، آنقدر قوي است كه ميزان پراكندگي آن باعث روشن شدن كل آسمان مي‌شود، اما چرا آسمان آبي است؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;پديده پراكندگي طول موج‌هاي مختلف در محيط‌هاي مختلف را اصطلاحا به نام پديده رايلي مي‌شناسند. فرمول رايلي ميزان پراكندگي نور در آسمان را بيان مي‌كند. اين پراكندگي و در واقع ميزان پراكنده شدن هر يك از طول موج‌هاي مختلف در آسمان به ماده‌اي بستگي دارد كه نور از ميان آن عبور مي‌كند. جو زمين عمدتا از نيتروژن تشكيل شده است و مولكول‌هاي اين گاز در شرايط عادي نور آبي را بيش از بقيه طول موج‌ها پراكنده مي‌كنند. نتيجه اين مي‌شود كه غير از مواقعي كه غبار زيادي در جو وجود دارد يا هنگام غروب خورشيد آسمان را آبي ببينيم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اين پديده در سيارات ديگر هم اعمال مي‌شود. مثلا در مريخ با توجه به تركيب جوي آن عمدتا طول موج نور قرمز است كه پراكنده مي شود و به همين دليل هم مي توانيد در مريخ آسماني سرخ فام را ببينيد. اما اگر زمين جو نداشت چه؟ ‌در اين صورت هيچ پراكندگي رخ نمي‌داد و آسمان سياهي داشتيم كه خورشيددرخشاني در زمينه سياه آن مي‌درخشيد.  &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 11:16:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق چیست ؟</title>
<link>http://bazgasht65.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P class=txt2 align=center&gt;عشق چیست ؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن کس که از این دو بی بهره است توانای عشق &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;ورزیدن ندارد عشق دلپذیر ترین جهان بینی آدمی است آن جهان بینی نجیب و جلیل که از آغاز تاریخ &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;انسان تا کنون جانهای شیفته بسیاری برای بر پاداشتن جهانی شایسته و بایسته ی آن کوشیدند و &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;جان باختند برای : &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;روزی که کمترین سرود بوسه است &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;و هر انسان &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;برای هر انسان &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;برادریست &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;قفل افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;عشق فروتن است عشق فروتنی است از یاد نبریم که درسرتاسر زندگی خود هرگاه به انسان والایی&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt; شایسته ی عشق برخورده ایم نخستین خصلت برجسته ای که در او یافته ایم فروتنی او بوده است و&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt; هر قدر درجه ی دانش و فرهنگ وی بالاتر به همان نسبت فروتنی او نیز افزونتر است &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;&lt;BR&gt;پس عشق را با این نخستین خصلت بزرگ و خجسته می توان بازشناخت عشق نیکی است عشق&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt; همه ی نیکی های جهان را در خود جمع دارد و به همین سبب نیرومند است به سبب همین نیرومندی&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt; است که مهربان و ایثارگر است و به عکس دمی به این سنگین دلان و ستمکارگان افسار گسیخته ی&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt; سرتا سر جهان بنگرید که سنگین دلی و ستمکارگی آنان به رغم نیرومندی ظاهریشان حاصل ضعف و &lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;پلشتی آنهاست . . .&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt2 align=center&gt;سید حامد صمدی&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 08:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bazgasht65&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>bazgasht65</dc:creator>
<guid>http://bazgasht65.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
