تبليغاتX
قصه گو..

قصه گو..

جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!

جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!

جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!

 

این کتاب افکار فردی به نام هومبرت با تمایلات جنسی نسبت به کودکان را افشا می‌کند. هومبرت زندگی خود و همچنین دل مشغولی‌هایش نسبت به دختر بچه‌ها...
 
در تمام ادوار کتابهایی بوده اند که به خاطر محتوای مطالبشان در مورد فساد و بدنامی ‌مذهبی، زبان زشت و مستهجن، خشونت، تبعیض نژادی، مسائل جنسی و یا سیاسی جنجال‌های زیادی به پا کرده و در این زمینه‌ها مطالب حساسی را به وضوح و یا خیلی تند و افراطی عنوان کرده و همواره از زمان انتشارشان موج شدید مخالفت را از سوی جامعه عمومی، سازمانهای سیاسی و مذهبی متوجه خود ساخته اند.
در این متن قصد داریم جنجال برانگیزترین این کتابها را به شما معرفی کنیم:

1. هاکلبری فین، مارک تواین، 1884

این کتاب تا مدتها کتابی بحث برانگیز به شمار می‌رفت، رمان مارک تواین تضاد بین رویاهای بی ریا و ساده دوران کودکی و واقعیات بی پرده و ظالمانه را به نمایش می‌گذارد و به توضیح برابری، مساوات، عدالت و حقوق بشر می‌پردازد. در این کتاب‌ هاک خودش را به مردن می‌زند تا به رودخانه فرار کند؛ در آنجا او با برده ای به نام جیم آشنا می‌شود که او نیز فراری است. آنها با همدیگر به جستجوی آزادی می‌روند و در هر لحظه از سفرشان مورد آزمایش قرار می‌گیرند. در حالیکه ‌هاک به دنبال بازگشتن به زندگی بی قیدانه و راحت است، جیم نیز در جستجوی آزادی شخصی می‌باشد که هیچ وقت در زندگی نداشته. با ورود تام سایر‌ هاک با مشکلی روبرو می‌شود و سر دوراهی قرار می‌گیرد که آیا به خانه برگشته و یا به خاطر آزادی جیم زندگی اش را به خطر بیندازد؟!
این کتاب از همان ابتدا به خصوص در قرن بیستم بسیار مورد بحث و مجادله بود؛ چراکه کلمه "کاکاسیاه" بارها به صورت افراطی در داستان استفاده شده است. نوع لهجه و گویش عامیانه داستان نیز مورد انتقاد قرار گرفته بود.
ارنست همینگوی در مورد‌ هاکلبری فین گفته است: این کتاب بهترین کتابی است که تابحال داشته‌ایم.
 


2. دنیای جدید را نجات بده (Brave New World)، آلدوس هوکسلی، 1932

این کتاب که در سال 1932 منتشر شد مشهورترین رمان آلدوس هوکسلی به شمار می‌آید؛ البته مهم‌ترین رمان او نیست. این کتاب بارها مورد اعتراض قرار گرفت و هنوز هم کتابی بحث برانگیز به حساب می‌آید. هوکسلی در این کتاب دیدگاه خود که بر پایه علم و تکنولوژی است را برای خواننده به نمایش می‌گذارد. داستان مواد مخدر و دخانیات، تمایلات جنسی و خودکشی رابه تصویر کشیده و خوار و خفیف بودن فرهنگ ایالت متحده را از دید هوکسلی نشان می‌دهد.
 

3. کتاب 1984، جورج اورول، 1949
جورج اورول زمانی که به خاط بیماری سل در بستر مرگ قرار داشت، در حال نگارش این کتاب بود. کتاب وضعیت اندوهناک و آینده جامعه ای را به روشنی به نمایش می‌گذارد که زندگی خصوصی، حقیقت و اراده آزاد از آن رخت بربسته است. او سبکهای زندگی و چگونگی عملکرد دولتها را دوباره نشان داده و دیدگاه تازه ای را در مورد موضوعات مختلف عرضه می‌کند، موضوعاتی نظیر:
نظام استبدادی، شکنجه، کنترل ذهن، امارات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، زندگی خصوصی، تکنولوژی، قدرت، احساسات بشری، مذاهب سازمان یافته، سانسور و ممیزی، مسائل جنسی و ...
این کتاب دقیقا از زمان انتشارش و تا به امروز در زمره کتابهای بحث برانگیز به شمار می‌آمده است.
البته افراد زیادی ادعا کردند کتاب افراطی و غیر طبیعی است؛ چراکه توسط مردی که با آرزوی مرگ در ضمیر ناخودآگاهش دست به گریبان بوده نوشته شده است. تعداد زیادی از خواننده‌های آمریکایی نیز عنوان کردند که این کتاب سوسیالیسم  دموکراتیک را  رد کرده است.
 


4. ناطور دشت، جی دی سلینجر،1951

این رمان بلافاصله بعد از انتشار در سال1951 بارها در راس پرفروش‌ترین‌ها قرار گرفت. سلینجر در ناطور دشت سه روز از زندگی پسر 16 ساله ای را روایت می‌کند. کتاب بدوا برای بزرگسالان نوشته شد، اما سرانجام به صورت بخشی از برنامه آموزشی در دبیرستان و کالج‌ها در آمد. ناطور دشت به زبانهای زیادی نیز ترجمه شده است. بنابه دلایلی موضوع کتاب چندین بار به بحث و جدل کشیده شد دلایلی مثل:
توصیف کردن تشویشها و تمایلات جنسی نوجوانان، استفاده از زبان بد و زشت‌گویی، گرایشات ضد سفید پوستی، خشونت و تعدی افراطی و بیش از حد. هولدن کالفیلد یا همان شخصیت اصلی داستان نمادی برای اعتراض و عصیان به شمار می‌رود.  و بالاخره در سال 1980 وقتی که مارک دیوید چاپمن به جان لنون عضو گروه بیتلز شلیک کرد و او را کشت، این کتاب را دلیلی برای توجیه کارش عنوان کرد.
 


5. لولیتا، ولادیمیر ناباکوف، 1955

لولیتا اثر ولادیمیر وقتی که در سال 1955 در فرانسه منتشر شد، طوفانی از بحث و جدلها را به سوی خود فرا خواند و از آن زمان تا به حال پشت پرده پنهان مانده است. این کتاب افکار فردی به نام هومبرت با تمایلات جنسی نسبت به کودکان را افشا می‌کند. هومبرت زندگی خود و همچنین دل مشغولی‌هایش نسبت به دختر بچه‌ها، مثل دختری دوازده ساله به اسم هنر دالرز را نقل می‌کند. چاپ این کتاب در فرانسه، بریتانیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و آرژانتین ممنوع اعلام شد. اما در آمریکا با موفقیتی عظیم مواجه شد و گفته می‌شود از زمان کتاب بربادرفته اولین کتابی بوده که در سه هفته اول چاپ 100000 نسخه اش فروش رفته است.

6. من می‌دانم پرندگان فقسی چرا آواز می‌خوانند، مایا آنجلو، 1970
این کتاب اولین زندگی نامه شخصی از پنج زندگی نامه مایا آنجلو می‌باشد و در سال 1970 منتشر شده است. عنوان کتاب از "دلسوزی" نوشته پل لاورنس دامبر گرفته شده است و استقامت و پشتکار را حتی در مواجه با ظلم و فشار تشریح می‌کند. مایا آنجلو در این کتاب شرح حال دوران جوانی‌اش را ارائه می‌دهد که سرشار از ضربه‌های روحی، مصیبت، ناامیدی، نارضایتی و دست آخر استقلال و بی نیازی بوده است. آنجلو به مقوله تبعیض نژادی می‌پردازد که او و مادربزرگش (علی رغم اینکه مادبزرگش ثروتمند از سفید پوستها بود) را در شهر کوچکشان درگیر کرده بود.
در چندین پاراگراف او شرح می‌دهد که چگونه زمانی که فقط هشت سال داشت از سوی دوست پسر مادرش مورد تجاوز قرار گرفت. اما تاثیر و نفوذ مادربزرگش در پیروزی‌های او در برابر ناملایمات زندگی نقش بسیار پررنگی داشت.
بسیاری از افراد به شکل گرافیکی کتاب که ترسیم کننده جزئیات خشونت، تجاوز و سوءاستفاده جنسی بود، اعتراض کردند. باوجود این کتاب در ابعاد گسترده ای مورد استقبال واقع شد و حتی در مدارس نیز تدریس شد. همچنین به عنوان کاندیدای دریافت جایزه کتاب ملی انتخاب نیز شد.
 


7. کتاب آشپزی آنارشیست، ویلیام پاول، 1971

یک نمونه کتاب کلاسیک که در سال 1971 چاپ شد و استراتژی‌های مفیدی را به مبارزان خشونت و تعدی ارائه می‌کرد. کتاب چندین بخش را تحت پوشش قرار می‌دهد که در این بخشها به شرح تظاهرات سازمان یافته، خرابکاری، گروه‌های خویشاوندی و موضوعاتی دیگر نظیر حمایت کردن از بازمانده‌های جنایت‌های محلی و سلامت روحی می‌پردازد.
این کتاب خشم ادارات دولتی و گروه‌های آنارشیست را برانگیخت؛ چرا که آنها احساس می‌کردند کتاب ایده‌های آنارشیستی‌شان را سوءتعبیر کرده است. دیگران هم به دستورالعمل‌ها و توصیه‌های کتاب ایراد گرفتند و اذعان داشتند که آنها به شدت غیر دقیق و نادرستند. بعدها وقتی که پاول پا به سن گذاشت، سعی کرد که کتابش را سانسور کرده و گفت که این کتاب محصول تصورات ذهنی غلط و شور و هیجان جوانی بوده، به امید اینکه آن را پیش نویس کرده و به ویتنام برای جنگی که بهش اعتقاد نداشت بفرستد.
 


8. آیات شیطانی، سلمان رشدی، 1989

کتاب سلمان رشدی به خاطر موضوع جنجالی‌اش بحث و جدلهای بسیاری را در پی داشت. عنوان کتاب یعنی آیات شیطانی به رویدادی اشاره می‌کند که واقعی بودن یا خیالی بودن آن رویداد را زیر سئوال برده است. رشدی در اظهارات کفرآمیزش نام بدوی شیطان را به نام حضرت محمد نسبت داده و پس از انتشار کتابش و در همان سال در پاکستان شورشهای زیادی به پا شد، تعداد کمی‌ از مردم کشته و تعدادی هم در هند زخمی ‌شدند.
باوجود عذرخواهی کردن سلمان رشدی، آیت الله خمینی رهبر ایران نویسنده را گناهکار دانست و یک میلیون دلار برای قاتل رشدی جایزه تعیین کرد و درصورتی که قاتل ایرانی می‌بود نیز جایزه به سه میلیون دلار افزایش پیدا می‌کرد.
پلیس ونزوئلا هم برای کسانی که کتاب را خوانده و یا حتی خریده بودند 15 ماه زندان تعیین کرد. ژاپنی‌ها برای هر کس که چاپ انگلیسی کتاب را می‌فروخت جریمه ای تعیین کرده و مترجم ژاپنی کتاب گفته بود که به خاطر درگیر شدن در این کتاب مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. فروشنده‌های آمریکایی کتاب هم به خاطر اینکه به مرگ تهدید شدند، کتاب را از قفسه‌های کتاب فروشی‌هایشان خارج کردند. رشدی تقریبا ده سال در خفا و به تنهایی زندگی کرد و این کشمکش‌ها و جنجالها تا به امروز ادامه داشته است.

9. سری کتابهای هری پاتر، جی.کی.رولینگ، 2001

سری کتابهای هری پاتر برای همه شناخته شده است و در زمره داستانهای کودکانه، ماجراجویانه و بی‌ضرر به شمار می‌روند. با این حال کتاب طی پنج سال گذشته با بحث و جدلهایی همراه بوده است. این بحثها از جانب برخی افراد بوده که اعتقاد داشتند داستانها با درگیرکردن بچه‌ها در نیروهای غیبی و جادوگری آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
این رمانها زندگی یک جادوگر جوان که شیطان لرد ولدرمونت والدین جادوگرش را کشته اند پیگیری می‌کند. این پسر جوان در روز تولد یازده سالگی‌اش دعوتی مبنی بر شرکت در مدرسه جادوگری دریافت می‌کند و هر جلد از کتاب یک سال از زندگی او در این مدرسه را به تصویر می‌کشد. این کتابها بهانه‌هایی را به دست مخالفان داده اند. بعضی از والدین و گروه‌های مذهبی احساس می‌کنند که این کتابها بیش از اندازه بچه‌ها را در عالم رویا و خیال فرو می‌برد.
 


10. رمز داوینچی، دن براون، 2003
کتاب دن براون از همان ابتدا مورد هجوم منتقدان و بحث و جدلها قرار گرفت. زیرا کتاب دید تخیلی به خوانندگان می‌دهد و شخصیتهای داستان قصد دارند حقایق پنهانی که کلیسای کاتولیک قرن‌ها بر آنها سرپوش گذاشته را فاش کنند. این حقایق شامل: تردید در الوهیت عیسی و تجرد او و احتمال وجود فرزندان و اعقابی از عیسی می‌شود.
اکثر اعتراض‌ها بر علیه کتاب به گمانه‌زنی و سوءتعبیر از تاریخ کلیسای کاتولیک رم و سئوالهای اساسی راجع به اعتقادات مسیحیت مربوط می‌شود. این کتاب به خاطر تشریحات غیر دقیق از تاریخ، جغرافیا، معماری و هنر اروپا نیز مورد اعتراض واقع شده است.
و در آخر باید بگوییم که در این متن نتوانستیم لیست کامل از تمام کتابهای جنجالی که تعدادشان بیشتر از اینهاست تهیه کنیم و البته این 10 کتاب بی شک جنجالی‌ترین کتابهایی بوده که تا به حال چاپ شده اند.
 

 


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در دوشنبه 11 آبان1388 ساعت 9:39 | لینک ثابت |

پادشاهی که فقط یك بار به حمام

پادشاهی که فقط یك بار به حمام رفت!

به مرور زمان اين عطرهاي تند و خوشبو نه‌تنها براي حمام رفتن بلكه در توالت‌ها هم استفاده شد و در زمان بيماري‌هاي واگيردار ...

با زياد شدن مسيحيان، عطر و استفاده از آن هم زياد شد. كليساها براي دوري از فريب‌هاي شيطاني بر بهداشت تاكيد مي‌كردند. اگر توليد عطر در مشرق زمين تا حدي فراموش شده بود، ولي عرب‌ها هنر و روش‌هاي ساخت آن را با دستگاه‌هاي تقطير و لوله‌هاي مارپيچ زنده نگه داشتند. آنها نقش مهمي در انتقال عطر به كشورهاي اروپايي داشتند.
«كيفي» اولين عطري است كه تركيب آن خيلي معروف و شناخته شده است. مواد اين عطر قديمي از عصاره‌هاي گل رز، عنبر و مشك درست شده بود كه تركيبي از30 عصاره طبيعت بود.
كشف الكل كمك بزرگي به صنعت عطر كرد. اولين عطري كه با الكل ساخته شد «لودورن» نام داشت اين نام به‌خاطر يك افسانه قديمي است. در اين افسانه آمده كه ملكه مجارستان شيفته پادشاه هلند مي‌شود و براي جلب رضايت او دستور ساخت اين عطر را مي‌دهد.

همسر هنري دوم،‌پادشاه فرانسه، از چندعطر ساز ايتاليايي خواست تا در پاريس بمانند و از آن زمان كم‌كم جايگاه عطر در دنيا از ايتاليا به فرانسه منتقل شد. در قرون وسطي كه تا حدي شست‌وشو و نظافت رواج پيدا كرده بود، در رنسانس اين عادت به‌خاطر بيماري واگيردار طاعون فراموش شد. پزشك هنري دوم دستور داد تا تمامي حمام‌هاي عمومي را ببندند و به جاي آب از عطر در حمام استفاده كنند تا با ضد عفوني كردن بتوان با اين بيماري مقابله كرد.
در فرانسه عطرهايي كه بوي بسيار تندي داشتند از مشك و عنبر چرب تهيه مي‌شد ولي اين عطرهاي تند باعث شد مردم كمتر به حمام بروند چون تا مدت‌ها بوي آن روي بدن مي‌ماند و نيازي به حمام رفتن نبود. مي‌گويند لويي چهاردهم پادشاه فرانسه در تمام عمر خود تنها يك بار به حمام رفته. به مرور زمان اين عطرهاي تند و خوشبو نه‌تنها براي حمام رفتن بلكه در توالت‌ها هم استفاده شد و در زمان بيماري‌هاي واگيردار عطرسازان سعي مي‌كردند عطرهايي بسازند كه علاوه بر خوشبو كردن و استفاده در حمام و توالت، ضدعفوني كننده هم باشد.
 


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در چهارشنبه 11 شهریور1388 ساعت 20:34 | لینک ثابت |

معرفی یک شاعر

دیلن تامس 

 

دیلن تامس در ولز به سال 1914 پای به جهان گذاشت او کودکی افسرده و ضعیف بود و از مدرسه گریزان که ترجیح می داد خودش مطالعه کند او تمام شعرهای دی.اچ .لارنس را خواند و تحت تاثیر توصیف های زنده ی او از جهان قرار گرفت . شیفته ی زبان شد و در انگلیسی و

قرائت برتر از همه بود اما به درس های دیگر توجهی نمی کرد و در 16 سالگی از مدرسه اخراج شد.اولین کتاب او "هجده شعر"بود که وقتی او 2 سال داشت چاپ شد و مورد تحسین زیادی قرار گرفت.او زیادبهتی.اس.الیوت و دبلیو.اچ.آودن که به موضوع های اجتماعی و عقلانی  می پرداختند ، رغبتی نشان نمی داد.سروده های او باشاعرانگی قوی و هیجان و شور زیاد آن ها بیشتر به سنت رمانتیسم نزدیک است.او نخستین بار در ژانویه ی 1950

در سن 35 سالگی به امریکا پا گذاشت.مسافرت های او برای شعرخوانی در امریکا در مردمی کردن شعرخوانی به عنوان رسانه ای جدید در هنر تاثیر زیادی داشتند. او کاملن تئاتری رفتار می کرد، زیاد مشروب

می خورد و در مجامع عمومی به مشاجره های پر سرو صدا درگیر می شد و شعر هایش را با احساس بی نهایت عمیقی به صدای بلند می خواند.او تصویری افسانه ای شد و  در شعرهایش و  در زندگی پر هیاهویش.او به طرزغم انگیزی در سن 39 سالگی و از مشروب خواری مفرط در یک مسابقه ی مشروب خوری در نیویورک به سال1953 درگذشت

 

Do not go gentle into that good night 

 

  Dylan Thomas

 

  Do not go gentle into that good night,

  Old age should burn and rave at close of day;

  Rage, rage against the dying of the light.

  Though wise men at their end know dark is right,

  Because their words had forked no lightning they

  Do not go gentle into that good night.

  Good men, the last wave by, crying how bright

  Their frail deeds might have danced in a green bay,

  Rage, rage against the dying of the light.

  Wild men who caught and sang the sun in flight,

  And learn, too late, they grieved it on its way,

  Do not go gentle into that good night.

  Grave men, near death, who see with blinding sight

  Blind eyes could blaze like meteors and be gay,

  Rage, rage against the dying of the light.

  And you, my father, there on the sad height,

  Curse, bless, me now with your fierce tears, I pray.

  Do not go gentle into that good night.

  Rage, rage against the dying of the light

خموش بدان شب فریبکار راهی

 مشو   

 خموش بدان شب فریبکار راهی مشو   

،کهنسالی را به  ، که در تنگی روزگار، به آتش خشم سوزد و بانگ مشتاقی ساز کند   

.بر آشوب ، بر آشوب بر خاموشی این روشنا   

گر چه خردمند مردان ، سیاهی را مرگ -هنگام به راستی،  در می یابند   

که پیمان پاره پاره شان ، آنان را سبکبار نمی سازد   

. خموش بدان شب فریبکار راهی مشو   

مردان شریف ، به واپسین اشاره شان ، گریستنی چه پر جلوه دارند   

کردار شکننده شان شاید در زوزه ای سبز به رقص در آمده   

.بر آشوب ، بر آشوب بر خاموشی این روشنا    

مردان سرکش که در اوج به خورشید رسیدند و ستودندش   

چه دیر هنگام آگه شدند و سوگوار به راهش بودند   

. خموش بدان شب فریبکار راهی مشو   

مردان با وقار ،  مرگ -هنگام ، با روشن بینی مبهمی می نگرند   

چشمان نابینا ، چون شهابی درخشیدن می گیرند و مسرور می گردند   

.بر آشوب ، بر آشوب بر خاموشی این روشنا   

و تو پدر من که بر بلندای غمگینی جای داری   

نفرین ام کن ، آمرزش ام بخش ، اکنون من ، اشک های بی امان ات را به دعا می خواهم   

 خموش بدان شب فریبکار راهی مشو   

.بر آشوب ، بر آشوب بر خاموشی این روشن


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت 19:19 | لینک ثابت |

Eminem - Careful What You Wish For

 

Eminem - Careful What You Wish For

[News Feed Intro]
بریده های اخبار...
Breaking News: Detroit Rapper Eminem cancels his sold out European tour to check himself into rehab, after admitting an addcition to sleep medication. We'll have more on this story as it develops...
خبر فوری: رپر دیترویت، Eminem، تور پرفروش خودش رو توی اروپا کنسل کرده تا برای ترک اعتیادش به قرصای خواب آور به مرکز توانبخشی بره. به محض دریافت اطلاعات بیشتر شما رو در جریان میذاریم...
Shady Records recording artist Obie Trice has apparently survived a gunshot to the head, in what appears to be a random drive by shooting, meanwhile Eminem is rumoured to be...
خواننده کمپانی شیدی رکوردز، Obie Trice، ظاهرا از حادثه شلیک به سرش جون سالم به در برده، از شواهد پیداست که از یک ماشین در حال حرکت به اون شلیک شده و در ضمن شایعاتی مبنی بر اینکه Eminem هم...
On-and-off-again relationship with...
رابطه متناوب با...
This just in, a tour bus involving Eminem's...
برنامه خبری This just in، یک اتوبوس تور طرفداران Eminem....
Updating a story we brought to you earlier about gunfire at an after hours club, we've learned that the rapper Proof has been fatally shot...
خبرهای تازه در مورد حادثه ای که اخیرا برای شما در مورد تیراندازی در خارج یک کلوب داده بودیم، مشخص شده که رپر معروف Proof به شکل کشنده ای مورد اصابت گلوله قرار گرفته...
Shady Aftermath recording artist...
خواننده کمپانی شیدی افترمث...
Long time best friend of Eminem and a member of the rap group D12...
دوست چندین ساله Eminem و عضو گروه D12...
D12 back in the news again today...
D12 دوباره موضوع اخبار قرار گرفته...
Is it a sabatical or the end? The rumors and speculation continue to swirl around Eminem; he insists he's just taking a break, but now its believed hes retiring, leaving us all to ask: Will the Real Slim Shady please stand up?
آیا این تنها یه استراحت جزئیه یا پایان کار؟ شایعات همچنان اطراف موضوع کم کار شدن Eminem ادامه داره؛ خودش روی این موضوع تاکید می کنه که تنها برای یه مدت داره استراحت می کنه، اما حالا کم کم داریم باور می کنیم که اون از رپ کناره گرفته، و ما رو با این سوال تنها گذاشته که: آیا ممکنه که Slim Shady واقعی بلند بشه؟

 

[Verse 1]
So this is it...
و حالا همینطور شده...
This is what I wished for
این همون چیزی که من آرزوش رو کردم
Just isn't how I envisioned it
فقط اون جوری نیست که من فکر می کردم
fame to the point of imprisonment
مشهور شدن به قیمت زندانی شدن
I just thought the shit'd be different
من فک کردم که اوضاع یه جور دیگه میشه
But something changed
اما یه چیزی عوض شد
The minute that I got a whiff of it
موقعی که من یه ذره ازش رو چشیدم
I started to inhale it
شروع کردم به تنفسش
Smell it
بو کشیدمش
Started sniffin' it
شروع به استشمامش کردم
And it became my cocaine
و برای من تبدیل به ماده مخدری شد
I just couldn't quit
من نتونستم آروم باشم
I just wanted a little bit
من فقط یه ذرش  رو خواستم
Then it turned me (in) to a monster
اما اون من رو تبدیل به یه هیولا کرد
I became a hypocrite
من یه ریاکار شدم
Concert after concert
کنسرت پشت کنسرت
I was raking in the dough
من داشتم پول پارو می کردم
Rolling in green
اسکناس به جیب میزدم
Had the game hemmed up
سر و ته رپ و یکی کردم و به هم دوختم
Like a sewing machine
مثل یه چرخ خیاطی
But I was losing my freedom
اما من داشتم آزادیم رو از دست میدادم
There was no where for me
هیچ جایی برای من نبود
To not go and be seen
که برم و دیده نشم
And just go and be me
و برم و خودم باشم
And there was no in-between
و این وسط هیچ جای پناهی نبود
You either loved it or hate it
چه تو دوستش داشته باشی یا ازش متنفر باشی


Every CD critics gave it a 3, then 3
هر آلبومی رو منتقدا از 3 بهش امتیاز 3 میدادن
Years later, they'd go back and re-rate it
سالای بعد، برگشتن و دوباره بهش امتیاز دادن
And call the Slim Shady LP the greatest
و آلبوم Slim Shady LP رو بزرگترین و بهترین آلبوم لقب دادن
The Marshall Mathers was a classic
آلبوم Marshall Mathers یه اثر ماندگار شد
The Eminem Show was fantastic
آلبوم The Eminem Show خارق العاده از آب در اومد
But Encore just didn't have the caliber to match it
اما در مورد Encore نگو که هیچ مشابهی براش پیدا نشد
I guess enough time just ain't passed, yet
فک می کنم هنوز به اندازه کافی زمان نگذشته
A couple more years, that shit'll be ill-matic
یه چند سال دیگه، اون آلبومم تبدیل میشه به آلبوم illmatic از Nas
And eight years later, I'm still at it
و هشت سال دیگه، من هنوزم
Divorce, re-married
طلاق میگیرم، دوباره ازدواج می کنم
A felon
یه جنایتکارم
A father
یه پدرم
Sleeping pill addict
یه معتاد به قرص خوابم
And this is real talk
و این حرف حقه
I feel like the Incredible Hulk
من احساس می کنم مثل Incredible Hulk هستم
My back has been broke, and I can still walk
کمرم شکسته، اما هنوز می تونم راه برم

 

[Chorus]
So be careful what you wish for
پس مراقب باش چه آرزویی می کنی
'Cause you just might get it
چون ممکنه بهش برسی
And if you get it then you just might not know
و اگه بهش رسیدی ممکنه که ندونی
What to do wit' it, 'cause it might just
باهاش چی کار کنی، چون ممکنه
Come back on you to unfold
اون برگرده و رو سر خودت خراب بشه
I said
گفتم
So be careful what you wish for
پس مراقب باش چه آرزویی می کنی
'Cause you just might get it
چون ممکنه بهش برسی
And if you get it then you just might not know
و اگه بهش رسیدی ممکنه که ندونی
What to do wit' it, 'cause it might just
باهاش چی کار کنی، چون ممکنه
Come back on you to unfold
اون برگرده و رو سر خودت خراب بشه

 

[Verse 2]
I got a letter from a fan, that said
من یه نامه از یه طرفدار دریافت کردم، که گفته بود
He's been praying for me
داره برای من دعا می کنه
Every day and for some reason
هر روز و بنا به دلیلی
It's been weighing on my mind heavy
این موضوع تو سرم سنگینی می کرد
'Cause I don't read every
چون من هر
Letter I get, but something told me to go ahead and open it, but
نامه ای رو که بهم میرسه نمی خونم، اما چیزی بهم گفت که برم این یکی رو بازش کنم، اما
Why would someone pray for you when they don't know you?
چرا باید یکی برای من دعا کنه وقی که من رو نمی شناسه؟
You didn't pray for me when I was local
شما وقتی من مشهور نبودم برام دعا نکردید
And as I lay these vocals
و وقتی من پشت این صداها ظاهر میشم این کارو می کنید؟
I think of all the shit I had to go through
من همه چیزایی که مجبور شدم از بینشون عبور کنم
Just to get to where I'm at
تا به جایی برسم که الان توش هستم یادم هست
I've already told you at least
حداقل بهتون گفتمشون
A thousand times in these rhymes
هزار دفعه توی این آهنگا
I appreciate the prayer, but I've already got
من از کسی که برام دعا می کنه قدردانی می کنم، اما الانشم
God on my side
من خدا رو پیش خودم احساس می کنم
And it's been one hell of a ride, hasn't it?
و زندگی من یه عالمه سرا شیبی داشته، نداشته؟
Just watchin' it from an opposite standpoint
فقط من از یه زاویه مخالف بهش نگاه می کنم
Man, boy's got to look
مرد، پسر باید نگاه کنه به
Nuts
دیوونه ها
And that's the only word I can think of right now
و این تنها کلمه ای که می تونم در حال حاظر در نظر بگیرم
On how
که چجوری
To describe the shit
این حقیقت رو شرح بدم
This is like a vibe you get
این مثل یه ویبرافونه
Go ahead and bob to it
برو جلو و یه ضربه بهش بزن
Just watch what you wish for, 'cause I got the shit
فقط مواظب باش چی آرزو می کنی، چون من سرم به سنگ خورده

 

[Chorus]

 

راستش و بخواین من واقعا فکر می کردم Eminem به آخرش رسیده
Relapse آلبوم خوبیه و پرفروشترین آلبوم امسال شده تا حالا اما بیشتر طرفدارا باهاش راحت نبودن علتشم لحن عجیب و به گفته یکی از منتقدا احمقانه Eminem بود
بیشتر آهنگای Relapse همچین لحنی رو دارن که اوجش شاید توی 3AM دیده بشه...
اتفاقای عجیب سر این آلبوم با لو رفتن پیش از موعد انتشارش دیگه به اوجش رسید
20 ترکی که حتی منتقدام شنیدن و قبل از بیرون اومدن آلبوم نقدشون کردن!
اما Eminem سوپرایزمون کرد یعنی همه رو سوپرایز کرد
دو تا آهنگ Bonus به آلبوم اضافه شد و...
دو ترکی که دنیایی واسه خودش
راستش با بی میلی دانلودشون کردم... واقعا از اون صدای جدید و مسخره Eminem خسته شده بودم...
اولین ترک اسمش Careful What You Wish For بود...
اول آهنگ شبیه عوض کردن کانالای یه رادیو می موندش، و خبرایی در مورد زندگی گذشته Eminem رو پخش می کرد...
و آخر این قسمت رسید به این جمله "Will the Real Slim Shady please stand up؟" و شکه کرد ما رو گذاشت زمین!

Eminem برگشت به خودش همون ریتم همون لحن و از اول آهنگ تا آخرش میخکوب میشید!
همون تکس با معنا و ریتم عالی، وزن دادن به جملات بی وزن... و در نهایت بیت شاهکار!
سعی می کنم ترک دوم رو هم براتون با معنی بذارم
حالا امیدوارانه تر به Relapse 2 که قراره آخر همین سال بیادش نیگا می کنیم


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در چهارشنبه 7 مرداد1388 ساعت 11:52 | لینک ثابت |

حرف نگفته من ...

بنام آنکه بوده و هست و خواهد بود . . .

حرفهايي است براي گفتن که اگرگوشي نبود نميگويم وحرفهايي ست براي نگفتن حرفهايي که هرگزسربه ابتذال گفتن فرودنمي آورندوسرمايه هربه اندازه ي حرفهايي ست که براي نگفتن دارد.


-چشام داره سنگینی میکنه

ولی خوابم نمیبره

-بدنم از فرط خستگی داره ناله میکنه

ولی تن به استراحت نمیده

- مچ دستم داره از کار می افته

ولی صفحه کیبورد رو ول نمیکنه

- الان میگین چرا اینقدر ناله میکنی

- چرا اینقدر ضعیفی

- چرا خسته ای نشستی پای سیستم

- و ...

دلم میخواد حرف بزنم

از زمین و زمون بگم

از حرف هایی که یه عمره توی دلم نهفتست

دلم میخواد رها بشم از این همه حرف نگفته

همیشه وقتی اپ کردم

حرفام مال خودم نبودن ( به جز بعضی گفته هام )

ولی یه جورای به خودم و حال و روزگارم ربط داشته

خیلی خسته ام

خسته از حرفای نگفته

از نظرهای نداده

از انتقاد های نکرده

از و هزاران از دیگه ...

وقتی میخوام حرفی از دل بزنم

تا بخواد به قلمم در بیاد

مثل اینکه سر راهم صافی گذاشته باشن

یا انکه زبونم سانسور کنه حرفام رو

تهش دیگه چیزی نمیونه که بخوام به تحریر در بیارم

یا با کسی در میون بذارم

اینه درد من

این که زبون خودم به من رحم نمیکنه

دلم ایمانم رو یاری نمیکنه

خستگی من خستگی بی درمونه

تو خودم موندم

نمیدونم چیکار کنم

قربون خدا برم

فکر کنم خدا هم منو تو این گوشه خاکی دنیا یادش رفنه

نه ولی نه...

خدا خیلی بزرگتر از این حرفهاست

که بخواد بندهاش رو فراموش کنه

یعنی نمیتونه حتی اگه بخواد

همین چند وقت پیش بود که

داشتم با خدا نامه نگاری میکردم

اونم جوابم رو میداد و

حاجتای منو

سوالات منو

همه و همه رو

بی جواب نمیذاشت

در کل میخوام بگم تا الانم

با امیدی که خدا بهم داده

دارم زندگی میکنم و میسازم زندگی رو که به من وابستست

با هیشکی مثل خدا نمیتونم بی پرده حرف بزنم

درد و دل کنم

اشک بریزم

و ...

اما خوب خدا که فقط یه بنده نداره

واسه من

همون یه نیم نگاهی که به من بندازه

به تموم دنیا ارزش داره

خدا جون دوست دارم

 


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 1:16 | لینک ثابت |

پرهای خون آلود . . .

پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است.

(( آرد بزرگ ))

Click to view full size image


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در سه شنبه 2 تیر1388 ساعت 15:28 | لینک ثابت |

دلايل مردان براي عشقي که به زنها ابراز مي‌کنند چيست؟

 

ما مردها زنها را دوست داريم چون:

 

*چون هميشه احساس مي‌کنند جوانند، حتي وقتي پير مي‌شوند.

 

*چون هر وقت کودکي را مي‌بينند لبخند مي‌زنند.

 

*چون وقتي مسير مستقيمي‌را طي ميکنند هميشه مستقيما" روبرو را نگاه مي‌کنند و هرگز به طرف ما مردان که با لبخند راه را برايشان باز کرده ايم برنمي‌گردند تا تشکر کنند.

 

*چون در همسرداري به گونه اي رفتار مي‌کنند که ذهن هيچ غريبه اي به آن راه ندارد

 

*چون همه ي توان خود را براي داشتن خانه اي زيبا و تميز بکار مي‌گيرند و هرگز براي کاري که انجام مي‌دهند توقع تشکر ندارند.

 

*چون هر آنچه که در زندگي خصوصي افراد مشهور اتفاق مي‌افتد را جدي مي‌گيرند.

 

*چون سراغ مسائل غير اخلاقي نمي‌روند.

 

*چون نسبت به زجري که براي زيباتر شدن تحمل مي‌کنند شکايتي نمي‌کنند. حتي هنگام استفاده از وسايل خطرناک در سالن‌هاي ورزشي

 

*چون آنها ترجيح مي‌دهند سالاد بخورند.

 

*چون فقط عاشق پيش غذاها ي متنوع و رنگارنگ و آرايش ملايم و زيبا هستند در حاليکه ما عاشق نوشيدني‌هاي مخرب هستيم.

 

*چون آنها با همان دقت و ظرافتي که ميکل آنژ تابلوي Sistine Chapel را کشيده است، به زيبا ساختن خود دقت ميکنند.

 

*چون براي حل مشکلات، روش هاي خاص خودشان را دارند؛ روش هايي که ما هرگز درک نمي‌کنيم و همين ما را ديوانه مي‌کند.

 

*چون دقيقا" وقتي ديگر خيلي دوستمان ندارند، با ترحم به ما مي‌گويند: " دوستت دارم" ؛ تا ما متوجه بي علاقگي آنها نشويم.

 

*چون وقتي مي‌خواهند در مورد ظاهرشان چيزي بپرسند ترجيح مي‌دهند اين سوال را از خانمي بپرسند و خلاصه با اين مدل سوالات ما را عذاب نمي‌دهند.

 

*چون گاهي از چيزهايي شکايت مي‌کنند که ما هم آن را احساس مي‌کنيم مثل سرما يا دردهاي رماتيسمي، به اين ترتيب ما مي‌فهميم که آنها هم مثل ما آدم هستند!

 

*چون داستان‌هاي عاشقانه مي‌نويسند.

 

*چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اينکه چگو نه مي‌توانند با ديگران سر صحبت را باز کنند، تلف نمي‌کنند .

 

*چون در حاليکه ارتش ما به کشورهاي ديگر حمله مي‌کند، آنها هم محکم و بي منطق مي‌جنگند و سعي مي‌کنند همه ي سوسکهاي دنيا را تا آخرين دانه نابود کنند.

 

*چون وقتي به آهنگ Rolling Stones با صداي Angie گوش مي‌دهند، چشمهايشان از حدقه بيرون مي‌زند.

 

*چون آنها مي‌توانند مثل مردها بلوز و شلوار بپوشند و سر کار بروند، درحاليکه مردها هرگز جرئت نمي‌کنند دامن بپوشند و بروند سر کار.

 

*چون هميشه مي‌توانند يک ايراد بزرگ از زني که ما گفته ايم زيبا است بگيرند و به ما بقبولانند که بي سليقه هستيم و اشتباه مي‌کنيم.

 

*چون ما از آنها متولد شده‌ايم و به سوي آنها نيز باز مي‌گرديم.

 

*و پائولو مي‌گويد: ما عاشق آنها هستيم چون زن هستند.....به همين سادگي.

 

و يکي ديگر از نظرات خواننده‌هاي ما که بسيار زيبا گفته است :

زندگي و افکار ما هميشه حول محور آنها مي‌چرخد، تفکر و روح لطيف آنها، ما را با قدرت به دنيايي ديگر مي‌کشاند که ما هرگز به آن راه نداريم. خنده‌ي آنها و ديدن اشک شادي يا غم آنها، روح ما را نوازش مي‌کند. زن‌ها، از نظر مردها اعجاب انگيز ترين موجودات خلقت هستند و هميشه هم خواهند بود.

 


بدون شرح !!!


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 ساعت 11:38 | لینک ثابت |

ماجرای دو گرگ

دو تا گرگ بودند كه از كوچكی با هم دوست بودند و هر شكاری كه به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یك غار با هم زندگی می كردند.

یك سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست كه این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شكارهای پیش مانده بود خوردند كه برف بند بیاید و پی شكار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند اما هر چه رفتند دهن گیره ای گیر نیاوردند، برف هم دست بردار نبود و كم كم داشت شب می شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه راه پیش داشتند نه راه پس.

یكی از آنها كه دیگر نمی توانست راه برود به دوستش گفت: "چاره نداریم مگه اینكه بزنیم به ده."
ـ "بزنیم به ده كه بریزن سرمون نفله مون كنن؟"
ـ "بریم به اون آغل بزرگه كه دومنه كوهه یه گوسفندی ورداریم در ریم."
ـ "معلوم میشه مخت عیب كرده. كی آغلو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب و چماق له شدن همون. چنون دخلمونو میارن كه جدمون پیش چشممون بیاد."
ـ "تو اصلاً ترسویی. شكم گشنه كه نباید از این چیزا بترسه."
ـ "یادت رفته بابات چه جوری مرد؟

 مثه دزد ناشی زد به كاهدون و تكه گنده هش شد گوشش"
ـ "بازم اسم بابام رو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چكار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو میارم كه از بس كه خر بود یه آدمیزاد مفنگی دست آموزش كرده بود برده بودش تو ده كه مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بهش داد تا آخرش مرد و كاه كردن تو پوستش و آبرو هر چی گرگ بود برد؟"
ـ "بابای من خر نبود از همه دوناتر بود. اگر آدمیزاد امروز روزم به من اعتماد می كرد، می رفتم باش زندگی می كردم. بده یه همچه حامی قلتشنی مثه آدمیزاد را داشته باشیم؟ حالا تو میخوای بزنی به ده، برو تا سر تو بِبُرن، بِبَرن تو ده كله گرگی بگیرن."
ـ "من دیگه دارم از حال میرم. دیگه نمی تونم پا از پا وردارم."
ـ "اه" مث اینكه راس راسكی داری نفله میشی. پس با همین زور و قدرتت میخواسی بزنی به ده؟"
ـ "آره، ‌نمی خواسم به نامردی بمیرم. می خواسم تا زنده ام مرد و مردونه زندگی كنم و طعمه خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم."

گرگ ناتوان این را گفت و حالش بهم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تكان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور ورش چرخید و پوزه اش را لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش را گاز گرفت. رفیق زمین گیر از كار دوستش سخت تعجب كرد و جویده جویده از او پرسید:

ـ "داری چكار می كنی؟ منو چرا گاز می گیری؟"
ـ "واقعاً كه عجب بی چشم و روی هستی. پس دوستی برای كی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداكاری كوچكی در راه دوست عزیز خودت بكنی پس برای چی خوبی؟"
ـ "چه فداكاری ای؟"
ـ "تو كه داری میمیری. پس اقلاً بذار من بخورمت كه زنده بمونم."
ـ منو بخوری؟"
ـ "آره مگه تو چته؟"
ـ "آخه ما سالهای سال با هم دوست جون جونی بودیم."
ـ "برای همینه كه میگم باید فداكاری كنی."
ـ "آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگو می خوره؟"
ـ "چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی خورده، من شروع می كنم تا بعدها بچه هامونم یاد بگیرن."
ـ "آخه گوشت من بو نا میده"
ـ "خدا باباتو بیامرزه؛ من دارم از نا می رم تو میگی گوشتم بو نا میده؟
ـ "حالا راس راسی میخوای منو بخوری؟"
ـ "معلومه چرا نخورم؟"
ـ "پس یه خواهشی ازت دارم."
ـ "چه خواهشی؟"
ـ "بذار بمیرم وقتی مردم هر كاری میخوای بكن."
ـ "واقعاً كه هر چی خوبی در حقت بكنن انگار نكردن. من دارم فداكاری می كنم و می خام زنده زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی دونی اگه نخورممت لاشت میمونه رو زمین اونوخت لاشخورا می خورنت؟ گذشته از این وقتی كه مردی دیگه بو میگیری و ناخوشم می كنه."

گرگ نابكار این را گفت و زنده زنده شكم دوست خود را درید و دل و جگر او را داغ داغ بلعید ...

نتیجه گیری اخلاقی :
1. گرگها همدیگر را می درند و در هیچ زمانی به یكدیگر ترحم نمی كنند
2. به کمتر دوستی می توان اعتماد کرد، چون شناسایی رفیق و نارفیق كمی سخت است
3. گرگها که سود و زیان ندارند این هستند، پس چه برسد به بعضی از انسانها ...
4. جوانمردی پیر و جوان ندارد، حتی زن و مرد هم ندارد. بیاییم همیشه جوانمرد باشیم


نوشته شده توسط سید حامد صمدی در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت 14:0 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


فقط یک خواهش:
از کپی کردن مطالب بدون ذکر منبع جدا خودداری کنید
بیاییید به یکدیگر احترام بگذاریم

آرشیو مطالب

موضوعات وبلاگ

آخرین پست ها ی ارسالی

کنسرت پرحاشیه حمید عسگری در شهریار و همه حرف او
پايان عضويت.
دیدگاههای دختران و پسران
جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!
نامه های عاشقانه نیما
برگ
گفتگوی آنتولوژیک با جاهل محله

چرا آسمان آبي است؟!
عشق چیست ؟
شاعران جهان
ساحل و صدف
شماره یک:دل نامه های پاییزی
پادشاهی که فقط یك بار به حمام
از آن پرنده چوبی
چگونه لات شویم؟!
گفتگوی خودمانی با رئیس جمهور خودمانی
اشعاري از سوزان پوليس شوتز Susan Polis Schutz
در پي روياهايمان باش
تقسيم بندي و پيشنهاد کتاب
راهنمای آسان ازدواج
پوست شیر
تولدت مبارك داداشي..
معرفی یک شاعر
ده کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی!
Eminem - Careful What You Wish For
یک سبد آرزوی کال
20 خبر از بیست چهره سینما و تلویزیون
اولین سالگرد تولد وبلاگ
ریاضی‌دانی در سرزمین

نویسندگان

پیوند های روزانه

پیوند ها

ديوار بي حصار
دلنوشته های ما چهار تا
به ندای دلم گوش بده
شاهین در اوج (تعطیل کرده ! )
به بهانه ی
black and white heart
رها
دختری به اسم بارون
بیا تو هم عاشق میشی
غریبانه
زبل خان این جا، اون جا، همه جا
ققنوس در زنجير
دلشکسته تنها
آفاق
پایان عشق
عاشقانه...دنیای دل
فریاد خاموش
،،،اشک ستاره،،،
جز عشق هرچه که بینی اثرش کم شود
لحظه های آخر
ستاره شب
همه چی اینجا پیدا میشه
سراپاامید
نم نم بارون
برازنده ایرانی
محمد جواد عبدی
نیم نگاه
تا شقایق هست زندگی باید کرد
کوی عاشقان
چشمان خیس من
پسری تنها
شعر (اوا)
راز اشک
فاصله
زندگی یعنی بخند هر چند که غمگینی
دوست داشتن عاشقانه
راســــــــــــــــــــــــــــــــــــل
دست نوشته های محسن محمدپور
دل نوشته های ناناز
یادداشت های یک خبرنگار
آ ر ز و
دل نوشته های عاشقانه
:: ماهک::
وامانده از تبی سرد...
قالب وبلاگ
ایزدشهر

امکانات




Powered by BLOGFA
طراحی شده توسط : یاس تم

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم